الشيخ علي اكبر النهاوندي
223
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
پس پردهء غيبت بيرون آيد ، زيرا نزديك است اهل روم بر مسلمانان غالب شوند . گفتم : در ايّام پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله ، عدد اهل كفر بيشتر بود و آن جناب امر نبوّت را كتمان داشتند تا بامر اللّه چهل سال گذشت و بعد از آنكه امر نبوّت خود را اظهار نمودند تا سه سال جز براى احادى از من يوثق به مخفى داشتند و پس از آن عهد و پيمان نمودند كه با ساير بنى هاشم هجرت كنند ، لذا آن جناب و ساير بنى هاشم به شعب رفتند و تا سه سال باقى ماندند . آيا مىتوان گفت : در مدّت اختفا و استتار ، از حجّت خدا بودن خارج شدند ، زيرا نظر به غلبهء مشركين بر مسلمين ، خروج بر او واجب بود و هرگاه نتوان گفت : در اين مدّت از حجّت خارج شدند ، آنگاه در جواب كسى كه اين سؤال را از تو بنمايد ، خواهى گفت ؟ هرچه را تو در جواب او مىگويى ، من همان را در غيبت امام زمان خود مىگويم . بنابراين جوابى نيست مگر اينكه بگوييم : تا چهل سال مأذون نبود ، پس از آن باذن اللّه به شعب رفت و باذن اللّه غايب شد . خروج و ظهور و اختفاى آن جناب ، باذن اللّه بود و از اين جهت بود كه در شعب باقى ماند تا وقتىكه جبرييل نازل شد و گفت : به قوم خبر ده موريانه تمامى عبارات صحيفهء شما را - كه به چهل خاتم مختوم است - از ايمان و عهود خورده ، مگر آنكه اسم خداى مرا گذاشته است . سپس عمّ خود را طلبيد و فرمود : اى عمّ ! اين جماعت را خبر ده كه خداى من خبر داد موريانه صحيفهء شما را خورده و موضع اسم خداى مرا گذاشته . ابو طالب به جانب كفّار رفت كه به آنها خبر دهد ، كفّار چون او را ديدند ، برخاستند ، تعظيم نمودند و گمان كردند آمده ، برادرزادهء خود را تسليم نمايد . وقتى خبر را رساند ، ميانشان اختلاف به هم رسيد . بعضى ايمان آوردند و بعضى بر تيرگى كفر باقى ماندند و حضرت بيرون آمدند . امر غيبت امام زمان - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - ما هم ، چنين است .